بهار سیدنی
کوچ

از دست اين پرشين بلاگ و ادا و اطوارهاش عاصی شدم.دارم مي رم.باز هم کوچ مي کنم
 
تشريف بيارين.خوشحالم می کنين.

http://baharesydney.blogfa.com/

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
پاییز

من هميشه به پاييز فکر کردم و از شنيدن اسمش هم لذت بردم.ولی هيچ وقت نمی دونستم که
 
اونی که من از اون لذت مي بردم چنار بود و نه پاييز! که پاييز در سرزمين درختان هميشه سبز٬
 
نه خزان٬بلکه بهاره.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
پدر بزرگ خوبم

صبح بيدار مي شم.مثل هميشه خواب آلوده و خسته٬باز هم خوب نخوابيدم٬پس روز خواب آلوده ای
در انتظارم خواهد بود٬باز هم.
 
بازهم٬مثل هر روز٬اول از همه سراغ ميل هام مي رم.   اه   مجتبی ميل داده.دوست خوب و
 
دوست داشتني ام.............سلام مازيار جان!خوبی؟فاطمه خوبه؟فوت بابا بزرگتو تسليت می گم.
 
........و عرق سرد.يعنی.....؟؟؟؟چرا کسی به من نگفت؟کی؟حتی نمی تونم زنگ بزنم ايران و از
 
کسی بپرسم.آخه الان ايران ۵/۲ صبحه.
 
وچقدر سخته از دست دادن عزيزان.وچقدر اين احساس سخت تره در غربت.

 

و تو میدونی که چقدر دوستت داشتم.خداحافظ.ومن تو را نخواهم دید.هرگز.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
ننگ بر تو

ننگ بر تو خانم مهاجری!شرمت باد ای جاسوس صهیونیست! آیا هرگز به این توهینی که به دلفین
 
ها کرده ای اندیشیده ای؟مگر دلفین ها٬این موجودات نازنین در حق تو چه ظلمی کرده بودند که تو

آنان را به مردمان همیشه در صحنه ایران باستانی تشبیه کرده ای؟
 
مگر نمی دانی که ما گوسفندیم.    مگر به یاد نمی آوری که همین چند سال
 
پیش جنتی بزرگ فرموده بودند که همه آدمیان ( و نه فقط دوندگان بدنبال رئیس جمهور) رمه اند

 و علمای اعلام چوپانان مایند.پس چگونه ما گوسفندان سربراه را با دلفین های دوست داشتنی
 
مقایسه کرده ای.که حداقل دلفین برای بدست آوردن غذا از خود تحرکی نشان می دهد و دلبری
 
می کند و نه بسان گوسفندان که به دنبال بز گله می دوند و هر آنچه را که بز نخورده باشد با میل
می بلعند.
 
دخترک روستایی!تو که گوسفندان را بهتر از ما می شناسی.ما به آنان شبیه تر نیستیم؟

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
رقصنده با دلفین ها

خيلی ساده شروع شد.يک نوشته کوتاه در اعتماد ملی ٬ حمله فارس و کيهان به نويسنده مقاله٬
 
و بعد هم ادامه ماجرا بوسيله فرزندان نامشروع کيهان.مثل هميشه.مثل همه سناريو های ديگه.
 
ولی اين تئاتر جديد يه بازيگر جديد هم داشت.   شيخ اصلاحات.

 بازیگر خوش رقصی که دی جی مراسم آهنگ مورد علاقه اونو نمی ذاره.و در نتیجه اون کنار 

 نشسته و رقاصها رو تشویق میکنه.

 تا اینجای قضیه همه چیز خوب پیش رفته.فقط مونده نقش آقا سعید.که اون هم حتماٌ نقششو

 

خوب بازی می کنه.اون بازیگر قابلیه و در صحنه آخر قیصر وار وارد میشه.و چقدر خوب بلده از

احساسات جریحه دار شده مردم شهید پرور دفاع کنه.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
سکس با پدر

دنیای عجیبی شده.نمی دونم باید بگم دنیای عاشق دیوانه ویا بی اخلاق وحشی.
آقای ۶۱ ساله ای که عاشق دختر ۳۹ سالش شده و با بچه ۹ ماهه حاصل این هم خوابگی اومده بودن که از عشق خودشون و از بچه اولشون که مرده بود و از بچه دومشون بگند که زنده است.اومده بودند که از مردم تقاضای درک متقابل کنند و یا شاید هم اومده بودند تا پول در بیارند و معروف بشن!!و کانال ۹ چقدر خوشحال بود از شکار این موضوع بکر!!

 

آیا واقعاٌ نمی شه بدون سکس عاشق بود؟آیا معنی عشق از ازل همین بوده؟آبا باید هر رابطه ای رو به سکس ختم کرد و  منتظر نتیجه همخوابگی نشست؟...........

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
پول خرد


نمی دونم تا حالا براتون اتفاق افتاده  که برای بدست آوردن مثلاٌ ۱۰ تومن پول خرد مجبور بشین یه چیز الکی ۵۰ تو منی بخرین و در مقابل ۱۰۰ یا۲۰۰ تومن بدین تا آقای فروشنده لطف کنه و به شما پول خرد بده؟
برای من که خیلی اتفاق افتاده.و حتی زمانهایی بوده که مثلاٌ می خواستم روزنامه بخرم و ۱۰۰۰ تومنی دادم و آقای فروشنده با اینکه پول خرد داشت گفت٬نمی فروشم.برو پول خرد بیار.
در مقابل اینجا هر و قت نیاز به پول خرد داشته باشی کافیه که به اولین مغازه وارد بشی و ازش بخواهی تا طرف با روی گشاده جوابتو بده.مثلاٌ می تونی ۱ دلار بهش بدی  و ازش ۵ تا ۲۰ سنتی بخوای تا ببینی که چقدر بهت  احترام می ذاره و با چه حوصله ای برات پول خرد رو آماده می کنه.

 


پ.ن : به شرطی که فروشنده کره ای و یا چینی نباشه!!

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
آقا مازیار ناظمی عزیز(2)


آقا مازیار!
 
در افواه عمومی صحبتهای زیادی در رابطه با نوع لابی امیر قلعه نوعی و رشد فواره ای ایشان وجود دارد.سیما به کدام مورد اشاره داشته است؟و صحت و سقم کدام مورد را مشخص کرده است؟
مازیار عزیز!
 
در کدام برنامه به پروسه نمایشی انتخاب آقای کفاشیان و میزان صحت آن انتخابات پرداخته اید؟
در حالیکه در افواه عمومی سوالات زیادی در رابطه با تقلب و اعمال نفوذ بر علیه آقای آجر لو وجود دارد٬کدام برنامه صدا و سیما در جهت مشخص کردن صحت و سقم آنها بوده است؟

کدام برنامه صدا و سیما٬میزان فواید و مضرات کاندیدا توری آقای علی آبادی را مشخص کرده است؟
 
آقا مازیار عزیز! باز هم تکرار می کنم که هیچ کدام از این مطالب در جهت نقد عملکرد گو یندگان و مفسران صدا و سیما نیست و تنها نمونه هایی از فاصله بین سوالهای موجود در جامعه و اخبار منتشره در رسانه ملی در حوزه ورزش است.اینها نمونه هایی در جهت این نکته است که با وجود رشد کیفی و عمقی برنامه ها٬بدلیل افزایش اطلاعات افکار عمومی که ناشی از فعالیت دنیای مجازی می باشد٬هنوز فاصله عمیقی بین این ۲ حوزه وجود دارد.
 
مازیار عزبز!باز هم تکرار می کنم که بدلیل محدودیتهای کاری٬به هیچ وجه از شما انتظار پاسخ دقیق و موشکافانه را ندارم و شما را مدافع صدا و سیما نمی دانم.
ولی حداقل انتظار دارم که در صورت علاقه به پاسخگویی٬مانند آقا جواد خیابانی بعنوان مدافع همه امور جاری در صدا و سیما پاسخ ندهید.

 

                                                                                            با تشکر

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
آقا مازیار ناظمی عزیز

آقا مازیار ناظمی عزیز٬سلام:
 
از اینکه برای شنیدن نظرات مخالف خودتان مشتاقید٬خوشحالم.می خواستم مطلب فوق را در قسمت کامنتهای وبلاگ خودتان بنویسم.ولی به دلیل محدودیتهای آن ترجیح دادم به صورت جداگانه مثال هایی را در اثبات نظر خودم بنویسم.امیدوارم این مساله باعث سو تفاهم نشود.
 
۱) تنها راه دسترسی من به خبر های صدا و سیما از طریق وب سایت شبکه ها و گاهی دیدن اینترنتی برخی برنامه های خاص ورزشی است.بنابراین قطعاٌ اطلاعات شما از جزئیات برنامه ها از من بیشتر می باشد.
۲)لب حرفهای من این بود که با وجود انتقادی و عمیق تر شدن برنامه ها٬بدلیل رشد فزاینده و همزمان اطلاعات افکار عمومی٬همچنان فاصله زبادی بین دانسته های مردم واخبار رسمی وجود دارد.
۳) مثالهای من شامل ۲ بخش می باشد:آنهایی که صدا و سیما آنها را پخش نمی کند و دسته دوم آنهایی که مورد تحلیل کارشناسانه قرار نمی گیرند.
۴)اصولاٌ من هیچگاه به برنامه های سیاسی صدا و سیما بعنوان یک رسانه ملی توجه نداشته و امیدی هم به اصلاح آن ندارم.مضافاٌ بر اینکه محدودیتهای شما را هم می دانم.بنابراین مثال هایم را فقط محدود به حوزه ورزش می کنم.
۵)در یکی از نوشته هایتان به عملکرد حسین رضا زاده در جریان انتخاب قهرمان قهرمانان اشاره کردید.چه خوب بود اگر می نوشتید پیش از این کدام برنامه به این عملکرد های غیر اخلاق ایشان اشاره کرده بود.
۶)رئیس سابق فدراسیون در مصاحبه های متعدد به فحاشی٬ضرب و شتم و باجگیری های این قهرمان دین فروش اشاره کرده بودند.کدام برنامه به این موضوع پرداخت؟و آیا اینگونه نبود که حضرت ایشان توانسته بودند با ریا و تزویر و ایجاد ارتباطات خاص با برخی مقامات سیاست قهرمان پروری غیر مسئولانه را به شما بقبولانند؟
۷)بعد از تعمیر پیست دوچرخه سواری آزادی٬ بسیاری از ورزشکاران ملی به انتقاد از کیفیت آن پرداختند و در مقابل رئیس فدراسیون آنها را مورد حمله قرار داد.گذشت زمان و اعزامهای پیاپی به کشورهای دیگر جهت تمرین٬نظر ورزشکاران را در مورد کیفیت این پیست ثابت کرد.کدام برنامه به هزینه های مالی این پروژه و کمپانی مجری آن اشاره کرد؟
۸)آقا مازیار عزبز!رئیس سازمان ورزش در کدام برنامه در رابطه با تبعات عزل خجالت اور رئیس فدراسیون  و تبعات ۲ ساله آن مورد اعتراض قرار گرفت؟
۹)کدام برنامه تلویزیونی به جز برنامه ۹۰ (آن هم یک بار) به رئیس کمیته انتقالی اجازه پاسخگویی به اتهامات روزانه آقای کیو مرث هاشمی را داد؟
۱۰)آقای احمدی نژاد شخصاٌ در یک مصاحبه به دخالت در امور فدراسیون اعتراق کردند.کدام برنامه این مساله و نتایج مثبت و منفی آن را تحلیل کرد. واین در حالی بود که فوتبال ما ۲ سال از این مساله ضربه خورد؟
۱۱)کدام برنامه دلیل واقعی رد صلاحیت آقای قطبی را مطرح کرد؟
۱۲)کدام برنامه دلیل واقعی رد صلاحیت آقای آرتور جورج را مطرح کرد؟
 
مازیار عزیز! اینها را برای شروع بحث نوشتم.انشالله باز هم خواهم نوشت.ولی قطعاٌ هیچکدام از اینها را دلیلی برای رد تلاشهای دوستان نوآوری چون شما که تمامی خاطرات ورزشی ما حاصل تلاشهای شماست نمی دانم و تنها در نقد سیاستهای صدا و سیما نوشتم.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور
سیزده بدر

شايد يکی از سخت ترين کارها٬حفظ سننتهای اصيل ايرانی در مکانی دور از سرزمين مادری باشه.مثلا برگزاری مراسم تحويل سال و يا چهارشنبه سوری در حاليکه مجبوريد تا ساعت ۶ عصر سر کار باشين کار بسيار طاقت فرساييه.همين مسئله باعث شده که امثال ايرانی های مقيم سيدنی مراسم سيزده بدر رو در روز ۱۱ فروردين که روز تعطيل يکشنبه بود برگزار کنند.که البته با تمسخر بعضی از دوستان همراه بود.
ولی آيا واقعاٌ راه ديگه ای برای حفظ سنتها و انتقال ارزشها به نسل دوم مهاجران وجود داره؟
وآيا اصرار بر انجام امری محال باعث انقراض اون نمی شه؟

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٧ - مازیار گرجی پور